تبليغاتX
آنقدر از یاد رفتم که شاعر شدم

آنقدر از یاد رفتم که شاعر شدم


  

   برای با تو پریدن دو بال کم دارم

   برای وسعت عشقت خیال کم دارم

   تو حجم روشنی از بیکران دریایی

   برای وصف وجودت مثال کم دارم

   برای از تو سرودن،غزل بنا کردن

   ردیف،قافیه،گلواژه،حال کم دارم

   همیشه بی خبر و ناشناس می آیی

   برای دیدنت اینجا مجال کم دارم

   تمام آبی این آسمان بارانی!

   برای با تو پریدن دو بال کم دارم...

  ------------------------------------

   شما فکر کنید عاشقانه است/   چه فرقی می کند/  گاهی تولد آدمیزاد هم تولد یک عشق می شود /   اگــــــــــــ...ر/  قرار باشد اتفاقی /   بعد از بیست و چند سال/   چند ساعت ـ حتی فقط چند /ساعت ـ مال تو باشد ...

   تولدت مبارک.

   فردا برای گفتنش دیر بود ...

  

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 11:21 بعد از ظهر توسط باران |


 

مرگ

خبر که نمی کند

یک روز می بینی

نیامدم

یعنی که نیستم ...

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386 1:13 قبل از ظهر توسط باران |