تبليغاتX
آنقدر از یاد رفتم که شاعر شدم

آنقدر از یاد رفتم که شاعر شدم


   

    رفت،

  لا

با

از دیوار باغ

برای گیسوانی

که پریشانشان می خواست

هووو...

هووو...

بید باید زنی باشد .

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 1:28 قبل از ظهر توسط باران |